الشيخ أبو الفتوح الرازي
169
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
اهل علم خلاف كردند در آن كه كه باشد كه استحقاق اين نام دارد ، و سعيد بن جبير گفت ، از رسول - عليه السّلام - پرسيدند كه : من اولياء اللَّه ، دوستان خداى كيستند ؟ گفت : آنانند كه چون مردمان ايشان را بينند ( 1 ) ، خداى را ياد كنند ديدار ايشان مردم را لطف باشد در ذكر خداى ، و راوى خبر گويد كه ، از رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - شنيدم كه مىگفت : خداى را بندگانى هستند كه نه پيغامبرانند و نه شهيدانند ، پيغامبران و شهيدان را بر ايشان غبطت باشد روز قيامت به مكان ايشان از خداى ، گفتند : يا رسول اللَّه ! [ كيستند ] ( 2 ) ايشان و عمل ايشان چه باشد ؟ ما را بگو تا ما نيز ايشان را دوست داريم ، گفت : قومى باشند كه با يكديگر دوستى كنند براى خداى بى آن كه ميان ايشان رحمى و خويشى باشد و بى مالى كه به يكديگر دهند ، و اللَّه كه رويهاى ايشان به نور تابنده بود و ايشان بر منبرهاى نور باشند ، چون مردمان ترسند ايشان نترسند ، و چون مردمان دژم باشند ايشان نباشند ، آنگه برخواند : * ( أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّه لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ) * ، و امير المؤمنين على را گفتند : از وصف اولياى خدا چيزى بگوى ، گفت : عمش ( 3 ) العيون من السّهر ، صفر الوجوه من العبر ، خمص البطون من الخوى ، يبس الشّفاه من الظَّما ، گفت : چشمهاشان از بىخوابى آب ريزد و رويهاشان زرد باشد از عبرتها كه بينند ، شكم باريك دارند از گرسنگى ، لب خشك دارند از تشنگى . ابن كيسان گفت : آنان باشند كه خداى تعالى كار ايشان به خود تولَّا كند از الطاف و توفيق و بيان و ابراز برهان ، و ايشان تولَّا كنند به كار خداى - عزّ و جلّ - از عبادات و دعا . و روشنتر وصف آن است كه ، خداى تعالى هم در اين آيت گفت : * ( الَّذِينَ آمَنُوا ) * ، گفت : مؤمنان باشند ، * ( وَكانُوا يَتَّقُونَ ) * ، به من ايمان دارند و از من ترسكار ( 4 ) باشند ، و چون به اجماع امّت اين دو خصلت در امير المؤمنين على بر وجه مزيّت و تفضيل حاصل بود ، او را ولىّ اللَّه گفتند ، امّا ايمان او سابق بود ( 5 ) و در تقوى مقتدا ، تا
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : ببينند . ( 2 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : حمش . ( 4 ) . مج : ترسكارتر . ( 5 ) . آج ، مل ، مج ، لب ، آز در او .